چرا روح الله داداشی کشته شد؟

کلی نوشتم اما پرید اما باشه بعد که دوباره حالم خوب شد می نویسم اما فقط یک جمله وقتی ما به احکام اسلام قاطعانه عمل نمی کنیم وقتی امنیت را درست اجرا نمی کنیم وقتی اراذل و اوباش و باندهای جنایتکار در حاشیه های تهران لونه کردند  و نیروی انتظامی برخوردی نمی کنه وقتی می خواهیم برخورد هم بکنیم تر و خشک را با هم می سوزانیم و مردم را عقده ای می کنیم و جوونای مردم را تبدیل به جنایتکار می کنیم باید شاهد افزایش جرم و جنایت باشیم و هر روز بهترین عزیزانمان بدست چند تا بچه جیغیله چاقوکش کشته بشند.

قوه قضاییه سرشو کرده تو لاک خودش و فکر می کنه کارش درسته اما درست نیست چون هم به قوانین اسلام کامل عمل نمی کنه و هم اینکه با عناصری که در درون قوه با بی توجهی و ارتباطات .... احکام عادلانه نمی دهند و یا کارچاق کنی می کنند برخورد قاطع نمی شود فقط اگر همین دستور آقای لاریجانی رئیس قوه را اجرا می کردند و کسانی که با سلاح سرد در خیابانها عربده کشی می کنند را اعدام می کردند امروز شاهد کشته شدن این پهلوان ایرانی نبودیم.

نیروی انتظامی با همه سلامت فرماندهانش، بعضی از عناصر درونیش مخصوصا در حاشیه های تهران و بازهم خصوصا کرج مشکلات زیادی دارد رشوه و همکاری با باندهای مختلف و عدم برخورد قاطع با جنایتکاران امنیت مردم را در خطر جدی قرار داده است  فقط ما سرمان را در برف فرو کرده ایم و فکر می کنیم خبری نیست و هرکس هم اعتراضی می کند فکر می کنیم ضدانقلاب است اما حقیقت این است که وقتی از معضلات از رشوه گیریها وقتی از باندبازیها نمی گوییم آنها خود را در حاشیه امن پنداشته و هر کاری می کنند وهر اتفاقی هم می افتد بپای نظام و انقلاب نوشته می شود در حالیکه نظام و انقلاب از ریشه با همه آنها مخالف است.

واقعا چرا داداشی کشته شد ؟ کی می تونه به این سوال پاسخ درستی بدهد امروز داداشی فردا یکی دیگه ، امروز داداشی قهرمان جهان بود معروف بود مردم می شناختنش کشته شدنش ابعاد جهانی پیدا کرد و نیروی انتظامی 24 ساعته قاتلینش را دستگیر کرد اما فردا و فرداها آدمهایی که معروف نیستند اما مظلومانه بدست ارذل و اوباش کشته می شوند زنانی که در همین خیابانهای .....خفت گیری می شوند وبه خاطر آبرویشان چیزی نمی گویند و اگر هم مراجعه ای داشته باشند مدت زمان طولانی باید بگذرد تا مجرم پیدا شود و بعدش هم قوه محترم قضاییه آنقدر اما و اگر می آورد که ..... بگذریم .

من عاشق انقلابم هستم من خودم را مخلص همه نیروهای زحمت کش قوه قضاییه و نیروی انتظامی می دانم اگر چیزی هم می گم تکلیف خودم می دونم  دوستان عزیزان به خودتان بیایید تو را به خدا عناصر فاسد و خاطی را از خودتان دور کنید این عناصر نه درد دین دارند و نه درد مردم اینها فقط انگلهایی هستند که انقلاب ما را در خطر قرار دادند بیایید قاطعانه و بدون هراس قانون اسلامی را اجرا کنید چاقو کشان را در ملاء عام اعدام کنید به خدا مردم امنیت می خواهند البته نه به هر قیمتی ما فقط به قیمت عدالت و اجرای حدود اسلامی امنیت را می خواهیم نمی خواهیم در حق کسی ظلمی شود .

ببین یه جمله من چقدر شد .... باشه بعد

یک اتفاق مهم در نیمه شعبان امسال

ایام شعبانیه و ولادت منجی عالم بشریت بر همه شما دوستان و همه منتظران قائم آل محمد (ص) مهدی صاحب الزمان (عج) مبارک باد.

برگرفته از بولتن نیوز:

نيمه‌ي شعبان امسال قرار است يك اتفاق جديدي رخ بدهد. قرار است اين روز از اين پس در تقويم رسمي كشور با نام روز تجلیل از سربازان گمنام امام زمان (عج) عجين شود. تيمّنا و تبرّكا.

نمي‌دانم چنين ايده‌اي قشنگي اولين بار به ذهن كدام انسان با ذوقي خطور كرد و پيشنهاد آن را داد. اما هر چه هست اين موضوعي بود كه جاي خالي آن واقعا در تقويم كشور احساس مي‌شد. آخر ما در تقويم از روز معلم و دانش‌آموز و دانشجو و پدر و مادر داريم تا روز پاسدار و ارتش و جانباز و ... . اين وسط فقط خبري از روز سربازان گمنام امام زمان (عج) خالي نبود. اشخاصي كه انصافا اگر زحمت و تلاش‌شان بيشتر از ساير مشاغل نباشد يقينا كمتر از آنها نيست.

حالا ديگر از اين پس مردم بزرگ ايران در روز نيمه‌ي شعبان، هم ميلاد امام زمان را جشن مي‌گيرند و هم تجليل از سربازان گمنام آن حضرت را. مسلّما نامگذاري چنين روزي به اين نام، كمترين «دست مريزاد» و «خسته نباشيد» ما به اين افراد است. افرادي كه به دليل مسائل امنيتي و اطلاعاتي نه تا به حال آنها را ديده‌ايم و نه اگر ببينيم هم آنها را خواهيم شناخت. اما يك چيز را مردم ما به خوبي مي‌دانند. و آن عظمت و بزرگي اين سربازان گمنام است. سربازاني كه يقينا «بودن»مان در گرو «بودن»شان و «امنيت»مان در ازاي به خطر افتادن «امنيت»شان است.

ادامه نوشته

دلارهای کثیف در فضای سایبر

برگرفته از وبلاگ دیده بانان

«پس از ناآرامی های اخیر در ایران متعاقب اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری ، سنای آمریکا هفته گذشته بودجه ای 55 میلیون دلاری را با عنوان " قربانیان سانسور در ایران " به تصویب رساند .بر اساس سخنان سناتورهای ارایه دهنده این طرح ، هدف اصلی از تصویب آن باز کردن فضای ارتباطات اینترنتی برای معترضان ایرانی است تا بتوانند راحت تر به انتقال اطلاعات بپردازند.این انتقال اطلاعات از نظر طراحان طرح در دو سطح قابل تقویت است که یکی در سطح گسترش ارتباطات اینترنتی معترضان در درون ایران و دور زدن فیلترینگ سایت ها و دسترسی آسان معترضان....

ادامه نوشته

بابای عزیزم هر روزت مبارک

بابا ! دو روز به روزت مانده! و من حالا دارم برایت می نویسم. نمیخواهم  در روز پدر بنویسم. نمیخواهم که محدود شوم به اسم و عنوان و سرفصل! امروز برایت می نویسم که بدانی چه یک روز به اسم ات باشد، چه نباشد سیصدوشصت وپنج روزم از آن توست! خواستم بدانی عشق، تاریخ و ماه و روز نمی شناسد، قلم هم! هر وقت هوایی شود می نویسد، منتظر گیر ِ روزشمار تقویم نمی ماند. خواستم بگویم تمام روزهایی که برای ام پدر بودی خارج از ماه و سال و روز بوده.

پدر! مگر می شود این همه خوبی را جا داد توی یک روز!!مگر می توان این همه بزرگی را به کوچکی ِ یک روز کاهش داد؟!

بابا! قطره قطره محبتی که از وجودت می بارانی، کویر دلم را زندگی می بخشد و این عطش هر روز در آرزوی ابرهای رحمت ات می سوزد...

بابا! هر روزت مبارک!

فرزندان انقلاب جنگ جمل ديگري در راه است ، هوشيار باشيد

فرزندان عاشورایی این انقلاب فرزندان هور ، فرزندان رقابیه ، فرزندان پنج ضلعی ، فرزندان استقامت  ، امروز در ایران صحنه آزمایش دیگری برپاست آنها که با همه تبلیغات سنگین و قدرتنمایی خیابانی در انتخابات شکست خوردند این روزها بدنبال شکست سنگین ، نامردیها و دروغها و تهمتها از مردانگی ملت ایران ، یعنی تمامی ضدانقلاب (منافقین ،گروه ریگی ، کمونیستهای تروریست و...) همراه با نیروهای اپوزیسیون داخلی حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب و عناصر افراطی دوم خردادی برای درهم شکستن استقامت ملت شجاع ایران با هم متحد شده اند هدف آنها ضربه به کیان انقلاب و رهبری معظم انقلاب است آنها فهمیده اند با وجود احمدی نژاد بساط زراندوزیها و قدرت طلبیهایشان به پایان رسیده امروز طلحه وزبیرها در صدد ایجاد جنگ جمل دیگری هستند 

 

فرزندان انقلاب عاشقان شهادت ، مبارزين راه عدالت ، هوشيار باشيد و آماده

 

 

امروز آغاز انقلابي ديگر است در مقابل كساني كه انقلاب ما را به انحراف كشانده بودند  امروز آغاز انقلابي ديگر در مقابل كساني است كه فرزندانشان با حمايت پدرانشان ملت ما را به فلاكت و بدبختي كشاندند و خود در كاخها آرميدند امروز روز مبارزه با صاحبان زر و زور و تزوير در اين انقلاب است.

آقازاده هايي كه امروز ايران را حياط خلوت و مردم را رعيت خود مي پندارند

منبع:حاج رضا

بازم به کوری چشم همه متکبرین و مستکبرین به احمدی نژاد رای می دهیم

 با دختر و خانواده ام تصمیم گرفتیم این بار هم به مردی رای بدهیم که از جنس خودمونه ، مردی ساده زیست و دور از فساد و اشرافیگری و مردمي .

مردي كه خود را مديون معلم و مردم خودش مي داند بدون تكبر

دل گیر دلگیرم...

دل گیر دلگیرم...

                    از غصه می میرم...

                                             مرا مگذار و مگذر...!

.

 تا به حال صدای نالۀ دلت را شنیده ای ؟!  تا به حال دنیا را از پشت قطرۀ اشک ات لرزان دیده ای؟! نچ! ندیدی، مطمئنم که ندیدی.

دعا نمی کنم که دلم را بفهمی، نمی خواهم تمام آنچه را که تا به حال تحمل کردم، بکشی!

کاش می دانستی فقط من ماندم و من! 

خسته ام از این روزها، خسته ایم از این روزها! می دانی با چه سختی راضی نگه اش داشتم که تحمل کند؟ محکم باشد؟ که صبوری کند؟!!

گفتم اگر بشکند، من هم می شکنم و اگر هر دو بشکنیم دیگر کارمان تمام است! راضی اش کردم که باز هم دلم قرص باشد به:

 بِاللهِ اعتَصَمتُ وَ بِاللهِ اَثِقُ وَ عَلَی اللهِ اَتَوَکَّل...

.

.

دلم یک جای ساکت و دنج می خواهد این روزها! بی هیچ آدمی، بی هیچ صدایی، خسته ام از این همه آدم، از این همه حرف، صدا، نگاه، انتظار و ...و ...و... خدا جان!اگر میایی قدمت به دیدۀ منّت! اما اگر وقت نداری! قول مردانه که نمازم فراموش نمی شود!

.

دل داده ام برباد/ بر هرچه بادا باد!*

بابا می گه :

بگذر از نی، من حكايت ميكنم
         وز جدايی ها شكايت ميكنم
                    ناله های نی ، از آن نی زن است
                           ناله های من ، همه مال من است
                                شرحه شرحه سينه ميخواهی اگر
                                          من خودم دارم ، مرو جای دگر

دختر بابا

دفاع مقدس در فضای سایبری

دو ماه پیش از دل همه تشویشهاو نگرانی ها بخاطر حضور قارچ گونه هزاران سایت و وبلاگ مستهجن و ضددینی و ضد فرهنگی و ضد امنیت اجتماعی پنجمین ارتش سایبری جهان (به نقل قول از سازمان سیا) با اعلام موجودیت مرکز بررسی جرایم سایبری سپاه  اعلام موجودیت کرد و موجب شادی بسیاری در میان همه اقشار مختلف جامعه که بنحوی فرزندانشان در محیط نت فعالیت می کنند شد .

 

اما حرف ما :

اینترنت بدون نظارت و کنترل به مثابه اسب تروای دشمن در فضای کشور ماست و سایتها ،وبلاگها و گروههای اینترنتی مستهجن و ضد دینی و ضد فرهنگی و... به مثابه سربازان هوشیار دشمن در میان سربازان خواب آلوده ما هستند . هوشیار باشیم

 

بنده  و دخترم نیز به نوبه خود از فعالیت و تلاش شبانه روزی پاسداران انقلاب با عنوان مرکز بررسی جرایم سازمان یافته در مبارزه با اینگونه گروههای سازمان یافته اینترنتی تشکر کرده و اعلام حمایت می کنیم.

من میر حسین موسوی را دوست دارم اما نمیتوانم از انتقاداتی هم که به او دارم بگذرم

میر حسین موسوی نخست وزیری که مردم او را به اسم کوچک می شناسند(به قول روزنامه نگار خارجی) میر حسین همیشه در خنکای انتقاد ناپذیری دوران جنگ تحمیلی لم داده و در گرما گرم طغیان کارگزاران سازندگی و ایجاد فاصله ی طبقاتی و قتلهای زنجیره ای و ماجرای دانشجویان 18 تیری، حتی به خود این زحمت را نداد که مثل قالیباف راستگرا و یا اصلاح طلب تجدید نظر خواه و یا حتی شبیه شیخ اصلاحات، در حمایت از رهبری و یا در رد عملکرد نظامیان و غیره، نامه ای بنویسد و یا در حمایت از فقیران اجتماعی سخنی براند و نه حتی سال ها بعد، در تابستان گرم و سراسر شور انتخاباتی 84، مخالفتی کرد با اینکه عکس آن چهره ی معصومش را کنار مصطفی معین تبلیغ کنند، به اسم دموکراسی، به اسم آزادی. میر حسین اما این روزها با مشکلی مواجه شده است.

بعد از خیانتی که جریان چپ در حق او کرد و خاتمی را زودتر از موعد به انتخابات وارد کرد، او نیز به اجبار و اکراه به میدان آمد.

 سه ماه زمان کمی نیست که مردم به قضاوت بپردازند. وقتی که از دولت مدرن گفت، نکته دانان دانستند که او حامی مشروعیت مردمی است و حال آنکه قانون اساسی ما بر مشروعیت الهی و مقبولیت مردمی استوار است.   من مییر حسین موسوی را دوست دارم اما نمیتوانم از انتقاداتی هم که به او دارم بگذرم او در بحبوهه ی جنگ، کشور را با بحران استعفای نخست وزیری رو به رو کرد، بیست سال سکوت کرد، با نهضت آزادی دیدار کرد(امام گفت که اگر کار دست آنها بود ما را در دامان آمریکا می انداختند) و با مشارکت آنچنان بست که برایش هزینه ی آن همایش را در کنار برج میلاد ترتیب دادند. راستی ! هزینه های مشارکت و سازمان مجاهدین را از جیب مستضعفین پس خواهد داد یا از جیب مستکبرین؟......

دختر بابا

قصه بي قصه ننه حشمت با يه دنيا درد و بي وفايي زمونه

از امروز تصميم گرفتم ديگه مطالبمو با كمك دختر مهربون و خوبم به روز كنم و اين مطلبو هم از وبلاگ خوب و ارزشي دوست خوبم حاج رضا كش رفتم البته خيلي تاسف بار است كه  درجامعه ما هنوز يك جانباز دفاع مقدس گذران زندگيش به اين شكل است منم به نوبه خودم از همه كساني كه اين مطلبو مي خونند مي خوام هر كمكي مي تونند بكنند تا مشكل اين جانباز كه داراي پرونده در بنيادشهيد نيست حل شود هنوز كه يادمون نرفته ما همه امنيتي رو كه امروز داريم و همه اقتدار كشورمونو مديون اين بچه ها هستيم .حاجي و دختر بابا

ننه حشمت و فرزند جانبازش

دو سال پيش در همين وبلاگ با استناد به تصاويري كه خبرگزاري برنا در آن زمان از وضعيت نابسامان يك جانباز اعصاب و روان در يكي از روستاهاي منطقه آب سرد  ، دماوند تهيه كرده بود مقاله اي با عنوان ننه حشمت نوشتم  با اين تصور كه مسئولين بنياد شهيد حتما نيروهايي را در فضاي اينترنت دارند كه هر موضوعي را كه مربوط به اين نهاد مي شود را رصد كرده و به اطلاع مسئولين آن بنياد محترم مي رسانند اما واقعيت اين بود كه ظاهرا در بنياد شهيد چنين مكانيزيمي در نظر گرفته نشده و البته مانند صدهها مركز ديگر ، به هر صورت بعد از گذشت تقريبا يكسال و اندي  يكي از وبلاگ نويسان بسيار ارزشمند طي تماسي با بنده تقاضا كردند آدرس ننه حشمت را به ايشان بدهم تا بتوانند به آنها سري بزنند و اين درخواست بعد از يكسال و اندي باعث شد پيگيري بنده در خصوص ننه حشمت و پسر جانباز اعصاب و روانش  آغاز شود طي تماسي كه با دوستان خودم در بنياد شهيد داشتم آنها ضمن تماسهاي مكرر و تحقيقات مفصلی از بنياد شهيد دماوند داشتند اولين خبر را به بنده رساندند ، از طرف بنياد شهيد دماوند  اعلام شد ما خانواده جانبازي به اين نام در منطقه آب سرد نداريم تنها به اين نام خانواده اي تحت پوشش كميته امداد امام (ره) قرار دارند كه مادر و پسري مي باشند كه هر دو از بيماري رواني رنج مي برند و بنده سراپا تقصير به استناد همين خبر ضمن اطلاع به آن دوست وبلاگ نويسم مطلب وبلاگم را هم در خصوص ننه حشمت اصلاح كردم ، اما پيگيري مجدد دوست وبلاگ نويسم در خصوص دانستن آدرس ننه حشمت باعث شد در ايام عيد هنگام بازگشت از شمال به شهر آب سرد رفته و پرس و جوي مفصلي از مردم و نيروي انتظامي و در نهايت سازمان بهزيستي داشته باشم هيچ كس آنها را نمي شناخت اما با مسئول محترم بهزيستي آب سرد مفصل صحبت كردم و آدرس وبلاگم را به ايشان دادم و از ايشان براي يافتن اين خانواده كمك خواستم و در نهايت شماره همراهم را به ايشان دادم كه در صورت اطلاع از آدرس ايشان به بنده اطلاع بدهند و بعد از بازگشت به تهران بازهم از طريق دوستانم در رودهن  از آنها خواستم  در اين خصوص پرس و جويي داشته باشند  تا اينكه هفته گذشته مسئول محترم بهزيستي آب سرد با بنده تماس گرفتند و ضمن دادن آدرس اين خانم (ننه حشمت) متذكر شدند آنها دچار بيماري اعصاب و روان بوده و تحت پوشش كميته امداد هستند اين موضوع را به دوست وبلاگ نويس محترمم اعلام كردند ايشان مجددا اصرار داشتند به ديدن آنها برود كه در نهايت در تاريخ دوشنبه 21/2/88 به اتفاق ايشان و شخصي كه دوستان رودهني  معرفي كرده بودند و از ساكنين همان روستا بودند به ديدن ننه حشمت رفتيم.

چشماي پر از محبتشو مي بينيد

ادامه مطلبو حتما اينجا بخونيد و احساسات قشنگتونو ابراز كنيد......

بايسته‌هاي انتخاباتي از منظر حضرت امام خميني(ره) و حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي

انتخابات همچون هر امر ديگر اجتماعي داراي قواعد و ساماني مشخص و معين است که بدون شناخت و توجه به آن، در امکان سنجش نسبت‌مان با انتخابات و چگونگي مواجهه با آن دچار ترديد خواهيم شد. يکي از مراجع ذي‌صلاحي که در توصيف وضعيت انتخابات و بايسته‌هاي آن مي‌تواند راهنماي اميني براي ما باشد, جايگاه رفيع رهبري انقلاب است.

برخورداري رهبر معظم انقلاب اسلامي از صلاحيت‌هاي علمي, اخلاقي در کنار اشراف همه جانبه ايشان به امور کشور و مصلحت‌هاي نظام و انقلاب اسلامي و آگاه به آسيب‌هاي اين عرصه، در اشراف کامل معظم‌له به ترفندهاي و توطئه‌هاي دشمنان انقلاب اسلامي, ضرورت مراجعه به آراء و نظرات ايشان را در عرصه مهمي چون انتخابات رياست جمهوري بيش از پيش نمايان مي‌سازد.

در اين بخش به اختصار، برخي از بايسته‌هاي انتخاباتي را از منظر حضرت امام خميني(ره) و حضرت آيت‌الله العظمي خامنه‌اي (مدظله العالي) مورد بررسي قرار مي‌دهيم.

 

1- انتخابات؛ هم حق، هم وظيفه

«انتخابات، هم حق ملت است، هم يك وظيفه‌ي ملي است. نظام جمهوري اسلامي نظامهاي انتصابي قدرتها را نسخ كرد و انتخاب مردم را در مديريت كشور داراي نقش كرد. اين حق آحاد ملت است كه بتوانند انتخاب كنند و در تعيين مدير كشور داراي نقش باشند. از سوي ديگر وظيفه هم هست؛ به اين خاطر كه اين شركت مي‌تواند روح نشاط و احساس مسؤوليت را هميشه در جامعه زنده نگه دارد و حضور مردم در صحنه را به رخ دشمنان اين ملت بكشد. انتخابات فقط يك وظيفه نيست، فقط يك حق هم نيست؛ هم حق شماست، هم وظيفه‌ي عمومي است.»

 

2- دخالت در انتخابات حق آحاد ملت، نه اقشار و گروه‌هاي خاص

«همان طوري كه مكرر من عرض كرده‏ام و سايرين هم گفته‏اند، انتخابات در انحصار هيچ كس نيست، نه در انحصار روحانيين است، نه در انحصار احزاب است، نه در انحصار گروه‌هاست. انتخابات مال همه مردم است. مردم سرنوشت خودشان دست خودشان است. و انتخابات براي تأثير سرنوشت شما ملت است. از قراري كه من شنيده‏ام در دانشگاه بعض از اشخاص رفته‏اند گفته‏اند كه دخالت در انتخابات، دخالت در سياست است و اين حق مجتهدين است. تا حالا مي‏گفتند كه مجتهدين در سياست نبايد دخالت بكنند، اين منافي با حق مجتهدين است، آنجا شكست خورده‏اند حالا عكسش را دارند مي‏گويند. اين هم روي همين زمينه است، اينكه مي‏گويند انتخابات از امور سياسي است و امور سياسي هم حق مجتهدين است هر دويش غلط است. انتخابات سرنوشت يك ملت را داردتعيين مي‏كند. انتخابات بر فرض اينكه سياسي باشد و هست هم، اين دارد سرنوشت همه ملت را تعيين مي‏كند، يعني آحاد ملت سرنوشت زندگيشان در دنيا و آخرت منوط به اين انتخابات است. اين اين‏طور نيست كه انتخابات را بايد چند تا مجتهد عمل كنند. اين معني دارد كه مثلًا يك دويست تا مجتهد در قم داشتيم و يك صد تا مجتهد در جاهاي ديگر داشتيم، اينها همه بيايند انتخاب كنند، ديگر مردم بروند كنار؟! اين يك توطئه‏اي است كه مي‏خواهند همان طوري كه در صدها سال توطئه‏شان اين بود كه بايد روحانيون و مذهب از سياست جدا باشد و استفاده‏هاي زياد كردند و ما ضررهاي زياد از اين برديم، الآن هم گرفتار ضررهاي او هستيم. حالا ديدند آن شكست خورد، يك نقشه ديگر كشيدند، و آن اين است كه انتخابات حق مجتهدين است، انتخابات يا دخالت در سياست حق مجتهدين است. دانشگاهيها بدانند اين را كه همان طوري كه يك مجتهد در سرنوشت خودش بايد دخالت كند، يك دانشجوي جوان هم بايد در سرنوشت خودش دخالت كند. فرق مابين دانشگاهي و دانشجو و مثلا مدرسه‏اي و اينها نيست، همه‏شان با هم هستند. اينكه در دانشگاه رفتند و يك همچو مطلبي را گفتند، اين يك توطئه‏اي است براي اينكه شما جوان‌ها را مأيوس كنند.»

 

3- حضور حداکثري، راهبرد اساسي انتخابات

«از مسائلي كه ما در پيش داريم، الآن قضيه انتخابات رئيس جمهور است. من كار ندارم كي رئيس‌جمهور مي‏شود، به من مربوط نيست، من خودم يك رأي دارم به هر كه دلم مي‏خواهد مي‏دهم، شما هم همين‏طور. اما اگر بخواهيد در مقابل دنيا اظهار حيات بكنيد كه بگوييد ما بعد از گذشتن چندين سال زنده هستيم، بايد مشاركت كنيد. اگر- خداي نخواسته- از عدم مشاركت شما يك لطمه‏اي بر جمهوري اسلامي وارد بشود، بدانيد كه آحاد ما، كه اين خلاف را كرده باشيم- خداي نخواسته- مسئول هستيم؛ مسئول پيش خدا هستيم. مسئله، مسئله رياست جمهور نيست؛ مسئله، مسئله اسلام است؛ مسئله، مسئله قواعد اسلام است؛ مسئله، مسئله حيثيت اسلام است و مسئله‏اي است كه بايد ما همه به آن اهميت بدهيم و بيشتر از هر وقت و بيشتر از هر سال و هر دوره بايد ان شاء اللَّه، شركت بكنيم و اميدوارم كه همه شركت بكنند. »

«من بارها گفته‌ام كه اصل حضور مردم در انتخابات، حتي از انتخاب اصلح هم مهمتر است؛ اگرچه انتخاب اصلح هم بسيار اهميت دارد.»

«آنچه كه بايد به عنوان راهبرد اساسي مورد نظر همه باشد، عبارت است از حضور حداكثري مردم. بايد شركت مردم در انتخابات رياست‌جمهوري آينده كه ان‌شاءالله جزو حماسه‌هاي ملي خواهد شد، شركتي باشد كه دشمن را از دست‌اندازي به ايران اسلامي و ملت سرافراز ايران مأيوس كند.»

«مسأله‌ي اول، مشاركت است. در زمينه‌ي مشاركت مردم، هر طور كه مي‌توانيد، روي خانواده‌ها و دوستانتان كار كنيد. مشاركت، يكي از اساسي‌ترين مسائل است. حضور مردم براي پيشرفت و صيانت كشور لازم است. نه اين‌كه اگر عده‌ي زيادي شركت نكردند، اينها به نظام «نه» گفته‌اند؛ به‌هيچ‌وجه اين‌طوري نيست. آنهايي كه به‌خاطر «نه» گفتن به نظام نمي‌آيند، درصد خيلي كمي‌اند. يك‌عده به‌خاطر بي‌حالي نمي‌آيند؛ يك‌عده به‌خاطر بي‌حوصلگي نمي‌آيند؛ يك‌عده روز جمعه كار ديگري دارند و نمي‌آيند؛ اينها را شما راه بيندازيد. والا كساني‌كه معتقد به نظام و قانون اساسي نيستند و دلشان براي بيگانگان و نفوذ آنها پر مي‌زند و منتظر آمدن بيگانگان هستند، درصد بسيار كمي‌اند. خيلي‌ها ممكن است پاي صندوق‌ها نيايند؛ به‌خاطر اين‌كه حوصله‌اش را ندارند، وقتش را ندارند، درست اهميت قضيه را نمي‌دانند، متوجه تأثير رأي خودشان نيستند يا به كسي كه به او اطمينان و اعتماد كنند، نرسيده‌اند؛ يا كسي را هم كه شناخته‌اند، نپسنديده‌اند؛ لذا نمي‌آيند. تلاش شما بايد اين باشد كه مشاركت را به معناي حقيقي كلمه حداكثري كنيد. »

 

4- ارتقاء سطح کارآمدي، مهمترين دغدغه ملت در انتخابات

«آنچه كه براي مردم در اين انتخابات و همه‌ي گزينشهاي ملي و انتخابات‌ها مهم است، اين است كه سطح كارآمدي نظام روزبه‌روز ارتقا پيدا كند؛ اين اساس مسأله است. اگر مردم دنبال رئيس جمهور يا دنبال نماينده‌ي مجلس مي‌گردند يا دنبال ديگر كساني هستند كه مي‌خواهند آنها را با انتخاب تعيين كنند، در پي آن هستند كه انسانهاي كارآمدي را بر اريكه‌ي مسؤوليت بنشانند تا آنها بتوانند سطح كارآمدي نظام را افزايش بدهند و مشكلات مادي و معنوي مردم را حل كنند؛ اين خواست مردم است. حالا گروهها و احزاب و عناصر سياسي هم هر كدام نقطه‌نظرهايي دارند؛ آن نقطه‌نظرات براي خودشان است. مردم مي‌خواهند كساني مسؤوليتها را به‌عهده بگيرند كه دلسوز، با كفايت و كارآمد باشند. بحمدالله امروز كارهاي زيادي شده؛ زيربناهاي مهمي از كشور آماده‌ي بهره‌برداري شده است. بازوان قوي و باكفايت يك مسؤول مؤمن و وفادار به آرمانهاي انقلاب - كه آرمانهاي مردم است - خواهد توانست بسياري از گره‌ها را باز كند؛ مردم دنبال اين هستند.»

«بدانيد كه انتخابات از اموري است كه در سرنوشت شما و در سرنوشت ما نقش مهم دارد، و بالاترين نقش است، و اين انتخابات است كه همه امور كشور را چه در داخل و چه در خارج بايد بگذراند. »

 

5- اصلح را انتخاب کنيد

«و وصيت من به ملت شريف آن است كه در تمام انتخابات، چه انتخاب رئيس جمهور و چه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و چه انتخاب خبرگان براي تعيين شوراي رهبري يا رهبر، در صحنه باشند و اشخاصي كه انتخاب مي‏كنند روي ضوابطي باشد كه اعتبار مي‏شود.»

«انتخاب فرد اصلح و داراي تقوا و تدبير براي مقام مهم رياست جمهوري - كه در قانون اساسي جديد، داراي اختيارات وسيع در اداره‌ي كشور است - وظيفه‌اي شرعي و عقلي و انقلابي است، و كوتاهي در اين امر يا در حضور در پاي صندوقهاي رأي، خسارت‌هاي جبران‌ناپذيري به بار خواهد آورد.»

«در جمهوري اسلامي، انتخاب، انتخاب اصلح است؛ نه رقابت انتخاباتي. اين دعواها و رقابتها، متعلق به دمكراسي‌هاي غربي است كه از خدا و دين، هيچ‌چيزي به مشامشان نرسيده است.»

«ملت بايد تلاش خود را بكند، بايد زحمت بكشد و دنبال اصلح بگردد. من مكرر عرض كرده‌ام كه مسأله، مسأله‌ي دين و خدا و اداي تكليف است. همچنان كه اصل انتخابات يك تكليف الهي است، انتخاب اصلح هم يك تكليف الهي است. قبلا هم گفتيم كه تفاضل ولو كم باشد، در اين قضيه بسيار است. بايد بگرديد، بين خودتان و خدا حجت پيدا كنيد؛ يعني بتوانيد از راهي برويد كه اگر خداي متعال پرسيد شما به چه دليل به اين فرد رأي داديد، بتوانيد بگوييد به اين دليل. بين خودتان و خدا، دليل و حجتي فراهم كنيد و بعد با خيال راحت برويد رأي بدهيد. مردم بايد اين كار را بكنند و ما هم از خدا مي‌خواهيم و دعا و آرزو مي‌كنيم كه خداي متعال دلهاي مردم را به سمت نامزد اصلح - آن‌كه واقعا صلاحيتش بيشتر است - هدايت كند.»

 

6- ويژگي‌هاي کانديداي اصلح

«اصلح يعني چه كسي؟ يعني كسي كه همين هدف‌ها را دنبال كند؛ يعني كسي كه همين دردها را بداند و حس كند؛ يعني كسي كه براي ريشه‌كني فقر و فساد عزم جدي داشته باشد؛ يعني كسي كه به حال قشرهاي محروم و مستضعف دل بسوزاند.

اصلح كسي است كه هم به ترقي و پيشرفت كشور و توسعه‌ي اقتصادي و غيراقتصادي بينديشد؛ هم زير توهمات مربوط به توسعه، آن‌چنان محو و مات نشود كه از ياد قشرهاي مظلوم و ضعيف غافل بماند.

اصلح كسي است كه به فكر معيشت مردم، دين مردم، فرهنگ مردم و دنيا و آخرت مردم باشد.

اصلح كسي است كه بتواند اين بار عظيم را بر دوش بگيرد؛ هر كسي نمي‌تواند اين بار را بر دوش بگيرد؛ نشاط و حوصله و همت و قدرت لازم و هوشمندي لازم دارد.

البته هر كس صلاحيتش در مراكز قانوني تأييد شود، صالح است؛ اما بايد در بين صالح‌ها گشت و صالح‌تر را پيدا و او را انتخاب كرد. اين، هنر شما مردم است. »

«اصلح كسي است كه با نيازي كه شما براي جامعه مي‌فهميد، تطبيق كند و بتواند نيازهاي جامعه را برآورده سازد.»

«به كسي گرايش پيدا كنيد كه به دين مردم، به انقلاب مردم، به دنياي مردم، به معيشت مردم، به آينده‌ي مردم و به عزت مردم اهميت مي‌دهد.»

 

7- سالم نگه‌داشتن فضاي انتخابات

«من به همه‌ي كساني كه نامزد انتخابات رياست جمهوري هستند و طرفداران آنها صميمانه عرض مي‌كنم كه فضاي كشور را فضاي دشمني و نقار و تشنج و اختلاف نكنند. البته ملت اين‌طور نيستند؛ گروهي هستند كه اگر مجموع‌شان را بشمريم، به چند هزار نفر نمي‌رسند - بالاخره هر كس طرفداراني دارد - اينها فضاي روزنامه‌ها و دستگاه‌هاي ارتباط جمعي را متشنج مي‌كنند. فضا بايد دوستانه باشد؛ هر كس حرفهاي خودش را بزند و برنامه‌هاي خودش را بگويد و كاري را كه خودش مي‌تواند بكند، بيان كند؛ به ديگران چه كار دارند؟ فضا را متشنج نكنند؛ فضا را برادرانه و صميمانه بكنند.»

«همه‌ي برادران و خواهران و همه‌ي ملت عزيز ايران سفارش مي‌كنم كه فضاي انتخابات را، هم گرم و هم سالم نگه دارند. كساني كه به يك نامزد انتخاباتي علاقه‌مندند، مراقب باشند به خاطر علاقه‌ي به او، نامزد ديگر را تخريب نكنند؛ اين بين مردم اختلاف و نقار ايجاد مي‌كند؛ علاوه بر اين‌كه تخريب اساسا كار درستي نيست و فايده‌يي هم ندارد. كسي كه با تخريب يك نامزد انتخاباتي مي‌خواهد آراء او را كم كند، به مقصود خودش دست پيدا نمي‌كند؛ هم يك كار غلط و خلاف منطق و در موارد بسياري خلاف شرع انجام مي‌گيرد، هم فايده‌يي گير او نمي‌آيد. فضا را سالم نگه داريد. شما از نامزد خودتان حمايت كنيد، ديگران هم از نامزد خودشان حمايت كنند و به او رأي دهند. در پيدا كردن نامزد مورد نظر دقت كنيد. »

 

8- به فراموشي سپردن کدورت‌هاي انتخاباتي در فرداي انتخابات

«اختلاف نظرهايي كه در دوران انتخابات پيش مي‌آيد، ممكن است كدورت‌هايي را بين بعضي از برادران و خواهران به‌وجود بياورد؛ نگذاريد اين كدورت‌ها باقي بماند. فرض كنيد يكي از شما دو رفيق، طرفدار يك نفر هستيد؛ ديگري هم طرفدار يك نفر ديگر. در مقام بحث و مجادله، شما مي‌خواهي حرف خودت را ثابت كني؛ او هم مي‌خواهد حرف خودش را ثابت كند؛ لذا ممكن است از هم كدورت پيدا كنيد. اين كدورت‌ها روز جمعه بايد زير خاك دفن شود و تمام گردد. كسي كه روز جمعه با انتخاب مردم برگزيده شد، او ديگر رئيس جمهور همه است؛ چه كساني كه به او رأي داده‌اند، چه كساني كه به ديگري رأي داده‌اند، چه حتي كساني كه فرصت نكردند رأي بدهند؛ چون بعضي در حال سفرند، بعضي بيمارند، بعضي مريضدارند، بعضي گرفتار كارهاي شخصي‌اند. كدورت‌هايي كه در دوران انتخابات به‌وجود مي‌آيد، بايد در روزي كه انتخابات برگزار شد، فراموش شود. برادران و دوستاني كه در ستادهاي مختلف كار مي‌كنند، اگر كدورتي از هم پيدا كردند - آنهايي كه با هم مرتبطند - كدورت‌ها را كنار بگذارند و مسأله تمام شود.»

 

9- وظيفه حمايت همه‌جانبه مردم و مسئولين از رييس‌جمهور منتخب

«انتخابات يك مسأله‌ي شخصي نيست؛ يك مسأله‌ي عمومي است و ما هم دو نفر رئيس جمهور نمي‌خواهيم. ما هشت نفر داوطلب رياست جمهوري داريم، كه يكي از اين هشت نفر رئيس جمهور خواهد شد. همه موظفند نسبت به كسي كه رئيس جمهور شد، همكاري و همدلي نشان دهند. كسي كه شوراي نگهبان او را تأييد كرده است، در واقع مهر صلاحيت به او زده است. اختلاف و دعوا سر پيدا كردن صالح‌تر است. بالاخره حداقل صلاحيت‌ها را داشته است كه شوراي نگهبان به او مهر تأييد زده است. اگر هر كدام از اينها رئيس جمهور شدند، آحاد مردم احساس نكنند كه آن كسي كه ما مي‌خواستيم، نشد؛ پس او به درد نمي‌خورد؛ او صالح نيست؛ نه، در يك دوره‌ي چهارساله، او رئيس جمهور است. البته مردم بايد از او مطالبه كنند و بخواهند؛ ما هم مطالبه مي‌كنيم؛ همچنان كه تا الان اين كار را كرده‌ايم. تا الان هم ما مطالبات مردم و نظام را از كساني كه رئيس جمهور بوده‌اند، خواسته‌ايم. بنده اهل اين‌كه بيايم در مقابل مردم با كسي دعوا و جنجال راه بيندازم، نيستم؛ اما خداي متعال كمك كرده است و در جريان كار، يك لحظه از مطالبه‌ي حقوق مردم و ارزشهاي نظام از مسؤولاني كه تا كنون سر كار بوده‌اند، فارغ نبوده‌ام. من از اينها مطالبه كرده‌ام؛ اما اين‌كه بعضي توانسته‌اند عمل كنند، بعضي نتوانسته‌اند؛ بعضي مقداري توانسته‌اند، بعضي به جهاتي عمل نكرده‌اند؛ بحث ديگري است.»

 

10- دشمنان, مخالف برگزاري انتخابات

«دشمنان ما مي‌خواهند اصلا انتخابات برگزار نشود. چرا؟ براي اين‌كه بتوانند شاهدي بياورند كه در ايران مردم‌سالاري و دمكراسي نيست. وقتي ما انتخابات برگزار مي‌كنيم، حربه‌ي آنها گم مي‌شود. بنابراين اولين خواسته‌هاي آنها برگزار نشدن انتخابات است؛ كمااين‌كه زمان برگزاري انتخابات مجلس هفتم هم تلاش كردند انتخابات را تعطيل كنند؛ اما خدا نگذاشت. آنها خيلي تلاش كردند؛ انواع و اقسام راه‌ها را پيمودند و بعضي از عناصر غافل داخلي را هم به كار گرفتند؛ اما «انهم يكيدون كيدا و اكيد كيدا»؛ خداي متعال مكر آنها را پاسخ داد و جلويش را گرفت و بحمدالله انتخابات خوب برگزار شد. در اين انتخابات هم اولين هدف آنها اين است كه انتخابات برگزار نشود.»

 

11- ترفندهاي دشمنان براي کم رونق کردن انتخابات

«در نزديكي انتخابات خواهيد ديد كه زمزمه‌هاي تحريم انتخابات شروع خواهد شد؛ براي اين‌كه مردم به ميدان نيايند، حضور نداشته باشند، گزينش نكنند و از معادلات سياسي ايران و نظام جمهوري اسلامي حذف شوند. اين زمزمه‌ها ابتدا از محافل سياست‌گذاري و طراحان راهبردي امريكا و اسرائيل شروع مي‌شود؛ بعد هم به دست يك عده از آدمهاي بي‌توجه و گاهي هم مزدور و حقير در داخل مي‌رسد. يك عده خواهند گفت انتخابات را تحريم كنيم؛ يك عده خواهند گفت انتخابات آزاد نيست - براي اين‌كه مردم را دلسرد كنند - يك عده بنا مي‌كنند به تخريب چهره‌ي نامزدهاي انتخاباتي. هر كدام از اينها به نحوي سعي مي‌كند اين انتخابات را كم‌رونق كند.»