من میر حسین موسوی را دوست دارم اما نمیتوانم از انتقاداتی هم که به او دارم بگذرم
میر حسین موسوی نخست وزیری که مردم او را به اسم کوچک می شناسند(به قول روزنامه نگار خارجی) میر حسین همیشه در خنکای انتقاد ناپذیری دوران جنگ تحمیلی لم داده و در گرما گرم طغیان کارگزاران سازندگی و ایجاد فاصله ی طبقاتی و قتلهای زنجیره ای و ماجرای دانشجویان 18 تیری، حتی به خود این زحمت را نداد که مثل قالیباف راستگرا و یا اصلاح طلب تجدید نظر خواه و یا حتی شبیه شیخ اصلاحات، در حمایت از رهبری و یا در رد عملکرد نظامیان و غیره، نامه ای بنویسد و یا در حمایت از فقیران اجتماعی سخنی براند و نه حتی سال ها بعد، در تابستان گرم و سراسر شور انتخاباتی 84، مخالفتی کرد با اینکه عکس آن چهره ی معصومش را کنار مصطفی معین تبلیغ کنند، به اسم دموکراسی، به اسم آزادی. میر حسین اما این روزها با مشکلی مواجه شده است.
بعد از خیانتی که جریان چپ در حق او کرد و خاتمی را زودتر از موعد به انتخابات وارد کرد، او نیز به اجبار و اکراه به میدان آمد.
سه ماه زمان کمی نیست که مردم به قضاوت بپردازند. وقتی که از دولت مدرن گفت، نکته دانان دانستند که او حامی مشروعیت مردمی است و حال آنکه قانون اساسی ما بر مشروعیت الهی و مقبولیت مردمی استوار است. من مییر حسین موسوی را دوست دارم اما نمیتوانم از انتقاداتی هم که به او دارم بگذرم او در بحبوهه ی جنگ، کشور را با بحران استعفای نخست وزیری رو به رو کرد، بیست سال سکوت کرد، با نهضت آزادی دیدار کرد(امام گفت که اگر کار دست آنها بود ما را در دامان آمریکا می انداختند) و با مشارکت آنچنان بست که برایش هزینه ی آن همایش را در کنار برج میلاد ترتیب دادند. راستی ! هزینه های مشارکت و سازمان مجاهدین را از جیب مستضعفین پس خواهد داد یا از جیب مستکبرین؟......
دختر بابا